خاله خانوم

 

دعوتمون کرده بودن به یه مراسم عقد. رفتیم. خانواده داماد زودتر از ما اونجا بودن چون از شهر دیگه ای اومده بودن. عروس را که از آرایشگاه آوردن خانواده داماد گفتن چون ما باید زود راه بیفتیم یه کم عجله کنید. عروس و داماد نشستن سر سفره عقد که یهو خاله داماد گفت همه فامیلای عروس برن تو اون اتاق. اول کسی متوجه نشد منظورش چیه اما دوباره خاله خانوم فرمودن زود باشید دیگه. مامانم گفت یعنی چی؟ اونم گفت ما رسم نداریم موقع عقد کسی به غیر از پدر و مادر خواهر و برادر عروس کسی از خانواده عروس بیاد سر سفره عقد. ما را میگی چشمها شد چهار تا. این دیگه چه رسمیه؟؟؟ درد سرتون ندم ما را کردن تو اتاق تا عقد خونده شد. بعد گفتیم حالا بریم بیرون. اما خاله خانوم فوق الذکرفرمودن که حالا میخوایم عکس خصوصی بگیریم کسی نیاد بیرون.... .

 

/ 7 نظر / 6 بازدید
Masi

سلام هلیاجان[ماچ] چه جالب و عجیب!! برخی چه رسوماتی دارن!![تعجب]

آیدا

سلام همافر عزیزم خوش اومدی به دنیای وبلاگ نویسی. لینکت کردم. امیدوارم موفق باشی. بالاخره گذاشتن تو اون عروسی شرکت کنین یا تا آخر زندانی بودین؟

مادرسپید

سلام هلیا بانوی گل .. ممنونم که خودت رو معرفی کردی خوشحال شدم دیدم شما هم مینویسید . عید میلاد گل نرگس بر شما مبارک باد .

مادرسپید

سلام هلیا بانوی گل .. ممنونم که خودت رو معرفی کردی خوشحال شدم دیدم شما هم مینویسید . عید میلاد گل نرگس بر شما مبارک باد .

مادرسپید

سلام هلیا بانوی گل .. ممنونم که خودت رو معرفی کردی خوشحال شدم دیدم شما هم مینویسید . عید میلاد گل نرگس بر شما مبارک باد .

مادرسپید

وااااو سه بار ارسال کردم [زبان]شرمنده